رفتار مدیران با کارکنان

خرید بک لینک

 

مدیریت یعنی کار کردن با افراد و به وسیله افراد و گروهها برای تحقق هدفهای سازمانی. لازمه موفقیت آن است که همه مدیران به مهارتهای اجتماعی و انسانی مجهز باشند؛ بنابراین هر کسی حداقل در مراحل مشخصی از زندگی خود یک مدیر است. مهمترین مهارت یک مدیر، توانایی در سازگاری و رفتار با مردم است

سازمانی را در نظر بگیرید که هر چند مدیر آن به همه وظایف خود عمل کرده، اما کارکنان سازمان افسرده، ناراضی و کم تحرک هستند. در این صورت آیا میتوان گفت مدیر بخش به وظایف اساسی خود عمل کرده است و این حالتهای کارکنان مشکل دیگری است که باید در جای دیگری حل شود؟

از مشخصات یک سازمان سالم آن است که سلامتی جسمی و روانی به همان اندازه مورد توجه مدیر قرار گیرد که تولید و بهرهوری مورد تأکید است. در یک جامعه سالم مسئولیت سازمانها منحصر به ارائه خدمات سودآوری از سوی کارکنان آن سازمان نیست و مدیریت اثربخش نیز بدون توجه و اعتقاد به سلامت روانی کارکنان حاصل نمیشود. جامعهای را در نظر بگیرید که هرچند سازمانهای آن با اتخاذ شیوههای گوناگون و با فراموش کردن ابعاد انسانی محیط کار به سطح تولید موردنظر رسیدهاند، اما کارکنان این سازمانها عصبی، مغموم، ناراضی، پرخاشگر، بدبین و در انتظار فرصتی هستند تا پریشانیهای روانی خود را باکم کاری، ترور شخصیت یکدیگر، ایجاد سوانح و حوادث به شیوهای مخرب نشان دهند. بهداشت روانی در محیط کار یعنی مقاومت در مقابل پیدایش پریشانیهای روانی و اختلالهای رفتاری در کارکنان سازمان و سالمسازی محیط و فضای روانی کار...

داشتن کارمندانی با صفات و شخصیت مثبت برای رشد و توسعه هر سازمانی بسیار مهم است اما اینکه مدیران و صاحبکاران چگونه با کارکنان خود رفتار میکنند هم به همان اندازه مهم است. شما نمیتوانید اخلاق و رفتار کارمندان خود را عوض کنید اما میتوانید با رفتار خود در وجدان کاری و روحیه آنها تأثیر مثبت بگذارید. واضح است که در این صورتسازمانی موفق و رو به رشد خواهید داشت.

کاری کنید که کارکنان شما احساس کنند عضوی از گروه هستند. وقتی به موفقیتی دست مییابید به آنها هم پاداش بدهید. فراموش نکنید آنها به شما کمک کردهاند تا به اینجا برسید. اگر روی علاقه کارمندانتان به موفقیت سرمایهگذاری کنید در آینده با جدیت بیشتری برای شما کار خواهند کرد هم برای شما هم برای حرفه خود وهم برای آنچه در آینده نصیبشان خواهد شد بیش ازآنچه فکرش را بکنید برای شما کار میکنند. کارمندان شما از کار خود لذت ببرند و از سازمانی که در آن مشغولاند راضی باشند با پول کمتر بهتر کار خواهند کرد. با امتیازاتی که به کارکنان خود میدهید هرچند مدتی از زمان کاری آنها صرف میشود اما در بقیه زمان کاری بهتر کار خواهند کرد و درنهایت سود اصلی را شما میبرید.

 باوجود دقت در عملیات جذب و گزینش نیروی انسانی گاهی ممکن است کارکنانی وارد سازمان شوند که به دلایلی رفتار نامطلوبی در محیط کاری از خودشان نشان دهند. چنانچه هدایت راهنمایی و تذکر مدیر نتواند در اصلاح رفتار آنان مؤثر واقع گردد در این صورت ممکن است اعمال تنبیه برای کارکنان مشکلآفرین موردتوجه قرار گیرد. کاربرد بجا و بهموقع تنبیه آثار مثبت و سازندهای دارند، ولی بهکارگیری نامناسب آن سبب به وجود آمدن رفتارهای نامطلوب مانند افسردگی ناکامی بیاعتنای و گاهی پرخاشگری در بین کارکنان میشود.

 از این مهمتر کاربرد نامناسب تنبیه نگرش کارکنان را به سازمان و مدیریت منفی میکند که تنفر بیزاری غیبت ترک خدمات و ... از عواقب آن به شمار میروند. بسیار اتفاق افتاده که با یک تشویق و یا تنبیه بهموقع و مناسب زندگی فردی از مسیر انحرافی به راه درست تغییریافته و برعکس اجرای تنبیه برای مدیران ساده میرسد، ولی اعمال آن به نحوی رفتار نامطلوب را تعدیل کند مشکلآفرین خواهد بود.

 در نظام اسلامی، مدیران نسبت به زیردستان وزیر مجموعه خویش، وظایفی سنگین بر عهدهدارند. فهرستی از این وظایف، برای توجه مدیران خدمتگزار و مسئولان ادارات مختلف جامعه اسلامی، یادآوری میشود.

. 1 توجه به رشد ایمانی زیردستان. 2. توجه به پیشرفت اخلاقی آنان. 3. توجه به مشکلات اقتصادی آنان. 4. برنامهریزی برای تکامل علمی و آموزش فنی آنان. 5. کمک کردن به آنان در انجام مسئولیتهایشان. 6. تعیین دقیق وظایف و پیشگیری از حواله دادن امور به یکدیگر. 7. در نظر گرفتن توان فکری و جسمی آنان. 8. نظارت بر کم و کیف فعالیتهای آنان. 9. تقویت اعتمادبهنفس و خودباوری در زندگی آنان.10. مشاوره و بهرهگیری از پیشنهادها و دیدگاههای آنان.11. تأکید بر عدم دخالت در حوزه کاری یکدیگر.12. پیشگیری از تحریک حسادت و رقابت ناسالم.13. بهکارگیری آنان بر اساس قرارداد روشن و مشروع.14. حفظ شخصیت آنها و احترام به آنان

 زیردستان در جامعه اسلامی، به دلایل گوناگون، حقوقی بر عهده مدیران دارند که شناخت و ادای آن حقوق، در روابط مدیران و نیروهای یک سازمان، سه نوع اصلاح و تحول زیر، ضروری است:

. 1 اصلاح نگاه مدیران به نیروها. 2. اصلاح خلقوخوی مدیران نسبت به زیرمجموعه اداری. 3. اصلاح رفتار و گفتار مدیران با زیردستان

 ازآنجاکه ریاست و قدرت، در غالب انسانها، تکبر و غرور میآفریند و این بیماری بزرگ روحی و اخلاقی، ریشه بسیاری از خطاها و اشتباهات و موجب سقوط اخلاقی و اجتماعی مدیران است، مدیران جامعه اسلامی، باید متواضع باشند و از رویش جوانههای غرور و خودپسندی، پیشگیری کنند.

گذشت از خطاهای کوچک، یکی از اصول مدیریت است. امام صادق علیهالسلام فرمود: «لایطمعن المعاقب علی الذنب الصغیر فی السودد؛ کسی که از خطاهای کوچک نگذرد، امید سروری و سیادت، نداشته باشد»

 بهکارگیری نیروهای اداری در امور شخصی، یکی از ستمهایی است که گاهی مدیران گرفتار آن میشوند؛ زیرا بیش از وظایف قانونی نیروها، از آنان انتظار دارند. اینگونه امور، حدومرزی ندارد و گاهی، فشار بیشازاندازه، بر جسم و جان کارکنان اداری وارد میآورد.

گاهی در پرداخت حقوق نقدی و یا بن کالای کارمندان، بین مدیران و بانکها، شرکتها و فروشگاههای خاصی، قراردادهایی بسته میشود که منافع و مصالح کارکنان رعایت نمیشود و مدیران به دلیل غفلت و یا مصالح و منافع گروهی و شخصی، به امضای چنین قراردادهای میپردازند. این امور، نوعی ستم از سوی مدیران و سلب حقوق و آزادیهای زیردستان محسوب میشود. مدیران نظام اسلامی باید با دقت کامل و بر مدیران دلسوز نظام اسلامی میدانند که قبول مسئولیت در نظام اسلامی، نوعی محرومیت اقتصادی و برداشتن بار سنگین اجتماعی است. مدیران نظام اسلامی، باید خود را برای امتیاز کمتر، زحمت بیشتر و خدمترسانی برای رضای خدا و آسایش خلق، آماده کنند؛ باشد که مورد رحمت و رضای دوست، قرار گیرند.

 در شرایط کنونی رعایت نشدن برخی معیارهای اخلاقی، نگرانیهای زیادی را در بخشهای دولتی و غیردولتی به وجود آورده است. سقوط معیارهای رفتاری در بخش دولتی، پژوهشگران را واداشته تا در جستجوی مبناهای نظری در این رابطه بوده تا بتوانند مسیر مناسب اجرایی آن را فراهم سازند رفتارهای متفاوت اخلاقی افراد بهعنوان کارمندان سازمان در یک طیف خطی که یک سر آن سلامت اداری و سر دیگر طیف فساد اداری میباشد قابلتحلیل میباشد و میزان سلامت اداری در میزان موفقیت سازمان در انجام مأموریتها، اجرای راهبردها و برنامهها و درنهایت دستیابی به اهداف سازمانی نقش به سزایی را ایفا میکند.

 رفتار مدیر: مدیریت ارشد خودش یک مدل نقش است و نباید پیامهای مبهم ارسال کند و درحالیکه از استانداردهای اخلاقی خاصی سخن میگوید، در عمل تابع استانداردهای دیگری باشد. مدیریت ارشد نباید رفتارهای غیراخلاقی را ترویج کند. از طرفی رفتارهای اخلاقی شرکت و صنعت باید ارتقاء دادهشده و تقویت شود.

 افراد مرجع: آگاهی نسبت به عملکرد همکاران، تأثیر بسیار زیادی بر رفتارهای غیراخلاقی افراد دارد. همچنین سرپرست تأثیر شدیدی بر رفتار اخلاقی و اخلاقیات زیردستانش دارد. اگر سازمانها دوست دارند بر رفتار اخلاقی اعضایشان تأثیرگذارند، باید بر افراد مرجع مناسب متمرکز شوند و آن رفتار خاص را تقویت کنند. فشار همکاران، یکی از متغیرهای مهم در پیشبینی رفتار انحرافی است

 به گفته دانشمندان مدیرانی که دستورهای خود را بهطور دقیق و مشخص اجرا کرده و به نظر کارمندان خود توجه میکنند علاوه بر بهبود بازده کاری تأثیر مثبتی بر سلامتی آنها دارند. محققان سوئدی مرکز بینالمللی تحقیقاتی سلامتی و آینده با بررسی میزان استفاده کارمندان از بیمههای درمانی و گفتگو با آنها متوجه شدهاند عوامل بسیاری بر سلامتی کارمندان تأثیر دارند که مهمترین آنها میزان توجه مدیران به آنها و مهارت آنها در انجاموظیفه مدیریتی است. به گفته محققان کارمندانی که زیر نظر مدیرانی متبحر و دلسوز کار میکنند که به نظرات و انتقادهای آنها توجه دارند و از محل کار آنها بازدید و بهطور مستقیم با آنها گفتگو میکنند کمتر از سایرین به مراکز درمانی مراجعه میکنند و علاوه بر این بازده کاری آنها نیز بیشتر است

. ده قضیه در رفتار مدیران با کارکنان: -1 برایشان انگیزه ایجاد کنید -2 برای تجربیات زندگی آنها ارزش قائل شوید -3 اختلاف سنی را همیشه مدنظر داشته باشید - 4 ارتباط بیشتر -5 همه فرضیات خود را دور بریزید -6 از آنها بهعنوان مربی و مشاور استفاده کنید - 7 لازم نیست حتماً ادای رئیسها را درآورید - 8 آنها هم نیاز به آموزش دارند -9 امنیت آنها را تأمین نمایید 10 - انعطافپذیر باشید

 اشتباه هات مهلکی که بعضی از مدیران مرتکب میشوند باید از آنها اجتناب نمایند عبارتاند از: 1- عدم مسئولیتپذیری 2 - عدم موفقیت در ایجاد پیشرفت کارمندان- 3 مدیریت یکسان بر افراد 4 - فراموش کردن اهمیت سود 5 - تکیهبر مشکلات بهجای اهداف -6 نادیده گرفتن بیکفایتی کارمندان 7 - قدردانی صرف از کارمندان برجسته

مدیران باید به موارد ذیل توجه کنند: 1- از بهکارگیری روشهای مبتنی بر زور و اجبار در محیط کار اجتناب کند و به خاطر داشته باشد که اگر کارکنان تحت نظارت او به دلیل ترس و برای اجتناب از تنبیه کار کنند، گرفتار پریشانیهای روانی محیط کار خود خواهند شد 2- ابتدا بکوشند تا استعدادهای بالقوه کارکنان تحت نظارت خود را بشناسند و سپس همه امکانات لازم برای رشد و شکوفایی این استعدادها را در حد توان فراهم آور 3 - باعلاقه و صرف وقت بکوشند تا دلیل یا دلایل کمکاری، غیبت از کار، بیحوصلگی و بیعلاقگی به کار و ایجاد سوانح و حوادث کار را به دلیل کمتوجهی کارکنان تحت نظارت خود را بشناسند و از قضاوتهای کورکورانه بپرهیز 4 - به این نکته مهم معتقد باشند که لازمه کار مؤثر، برخورداری کارکنان از روحیه بالا و علاقه آنان به کار است 5 - از همه روشهای انسانی برای جلوگیری از ایجاد احساس حقارت و ناامنی در کارکنان تحت نظارت خود استفاده کنند.

منابع:

1-http://www.yadbegir.com

 2 -http://www.cvilica.com

3 - http://www.Ayineh.com

 4 - http://www.iran-eng.com

رفتار مدیران با کارکنان...

ما را در سایت رفتار مدیران با کارکنان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: يکشنبه 29 بهمن 1396 ساعت: 11:56

صفحه بندی